نازی (حزب ناسیونال سوسیالیستی کارگری آلمان) تنها دو ماه پس از تصرف قدرت سیاسی در ماه مارس ۱۹۳۳، در ماه مه همان سال در بسیاری از شهرهای آلمان برنامههای گسترده کتابسوزان برپا کرد.
کارگزاران فرهنگی "رایش سوم" لیست بلندبالایی از هزاران کتابی تنظیم کردند که آنها را برای "پاکی نژاد ژرمن و جامعه برتر آلمان" زیانبار تشخیص داده بودند. در سراسر ماه مه سال ۱۹۳۳ هواداران و اعضای حزب نازی در شهرهای بیشمار دهها هزار جلد کتاب را از کتابخانهها و کتابفروشیها بیرون کشیدند و در تلهای آتش، خاکستر کردند.
گفته میشود که برنامه کتابسوزان در رژیم نازی به "ابتکار" یوزف گوبلز وزیر تبلیغات حکومت آدولف هیتلر طراحی شده بود. او در ماه آوریل به مأموران خود دستور داده بود که کتابهای "غیرآلمانی" را از کتابفروشیها و کتابخانههای عمومی و شخصی گردآوری کنند.
از اوایل ماه مه دستههای چماقدار در "جشن کتابسوزان" شرکت کردند. تنها در برلین بیش از ۲۰ هزار جلد کتاب سوزانده شد.
اوج این عملیات "فرهنگی" روز دهم ماه مه بود که مأموران نازی در بسیاری از شهرهای آلمان به گونه ای همزمان به صدها کتابخانه و کتابفروشی حمله بردند. آنها عملیات خود را دفاع از فرهنگ برتر آلمان در برابر عناصر "منحط و غیراخلاقی" میخواندند.
![]() | |
بزرگترین نویسندگان آلمانی زبان شامل این عملیات وحشیانه شدند: کارل مارکس، کارل کائوتسکی، زیگموند فروید، اریش ماریا رمارک، برتولت برشت، توماس مان، هاینریش مان، کورت توخولسکی، آنا زگرس، اریش کستنر و بسیاری دیگر که تعداد آنها به ۱۳۱ نویسنده میرسد. آثار حدود ۳۷ نویسنده خارجی نیز که آثارشان بخشی از فرهنگ بشری است، در این "پاکسازی" جهنمی گرفتار شدند: از جک لندن تا اسکار وایلد و ماکسیم گورکی.
. فاجعهای که در آلمان سال ۱۹۳۳ رخ داد، رویدادی ساده و تصادفی نبود، بلکه به دست هزاران دانشجو، استاد و کتابدار آلمانی طراحی و اجرا شد."
![]() | |
"در کتاب سوزان همیشه قدرت ویرانگری است که به نمایش در میآید. با مرگ کتاب، خرد انسانی و دستاوردهای فرهنگی به خطر میافتد. هنوز هم در خیلی از کشورهای جهان دیکتاتورها و مذهبیهای متعصب، هنرمندان و نویسندگان مستقل را تحت تعقیب قرار میدهند. کسی که اقدام نازیها را در سوزاندن کتاب محکوم میکند، نمیتواند در برابر فشارها و محدودیتهای دنیای امروز سکوت کند."
مراسم کتابسوزان در آلمان نازی تنها اولین گام بود؛ چیزی نگذشت که صدها نویسنده از کار ادبی باز داشته شدند و تحت تعقیب قرار گرفتند. نویسندگان و هنرمندان بیشماری ناچار به ترک آلمان شدند، و "فقر معنوی" عمیقی آلمان را فرا گرفت.
------------------
ابشخور :برداشتی از مرکز فرهنگی نویسندگان المان
نخست به اين هم ميهن خوب براي نوشتن و كاوش خسته نباشيد ميگويم
اين نوشته را از تارنماي سيخونك برايتان مياورم راه كارهاي پسيار جالبي براي مبارزه با پارازيت است نشان تارنما http://aea11.co.cc/
با درود به اين هم ميهن خوب
داریوش
------------------------------
اين روزها بازار هرچي كساد باشه بازار پارازيت،فيلترينگ و سانسور خيلي داغه.به همين مناسبت و براي اينكه اينجانب هم از اين قافله عقب نمونم سعي كردم تا جايي كه ممكنه تمام راههايي كه براي مقابله و خنثا كردن پارازيت تجربه كردم و نكردم و يا وجود داره را همراه با تصاوير مربوطه و غير مربوطه آن جمعآوري و خدمت همه دوستان گرامي تقديم كنم،با اميد به اينكه براي شما هم مفيد باشه.
*******************************************
امواج پارازيت در كشور ما به دوصورت ارسال ميشوند:
اول،از طريق ارسال سيگنال مزاحم روي فركانس كانالي خاص و به سمت ماهواره پخش كننده، كه تنها باعث ايجاد اختلال در تمامي كانالهاي موجود در آن فركانس و Transponder خاص در سرتاسر يك قاره،كشور يا منطقه وسيعي ميشود ولي در مابقي فركانسهاي آن ماهواره خللي ايجاد نميكنه و همگي بدون مشكل قابل دريافت هستند.
درست مانند پارازيتها و اختلالاتي كه در جريانات بعد از انتخابات روي كانالهاي BBC و VOA انداختند و آنها مجبور به تغيير فركانس و رفتن به ماهوارههاي ديگر شدند.
دوم: ارسال از طريق منابع زميني كه ميتونه از يك منبع ثابت مانند برج ميلاد يا توی ماشین به صورت سیار نصب شده باشه، در اين روش در يك شهر يا مناطق وسيعي از آن و بستگي به فاصله و محل قرار گرفتن نسبت منبع فرستند پارازيت، تقريبن تمامي فركانسهاي ماهوارهاي در جهتهاي مختلف از كار ميافتند.
.

١٣ آبان روز ملی مبارزه با استبداد
۱۳ آبان ... من و تو . پسر و دختر . زن و مرد . پیر و جوان . دست در دست هم برای آزادی وطن برخیزیم برای نجات ایران ...... برای طلوع دوباره ی خورشید آزادی بر پرچم سه رنگ ایران زمین . این وظیفه ی تک تک ماست که سرزمین مان را باز پس گیریم . ما مسئولیم ..... در برابر نسل بعد مسئولیم . در برابر این خاک مسئولیم . . در برابر قطره قطره خونهایی که برای حفظ ذره ذره ی این خاک اهدا شده مسئولیم .
هر روز روي ۱۳ آبان تبليغ كنيم.باید صحنه ای عظیم خلق کرد . چنانکه در روز قدس قدرت نمایی دلاوران سبز خلق شد
تظاهرات میلیونی سبز ها روز 13 آبان - هم وطن به پا خیز دشمن ما آمریکایی نیست که به آب وخاک عراق و افغانستان تجاوز می کند دشمن ما اسرائیلی نیست که به آب و خاک فلسطین و لبنان تجاوز می کند دشمن ما دیکتاتوری است که به پسران و دختران ما تجاوز می کند مصباح يزدي ديشب در تلويزيون گفت: تجاوز به كسي كه ولايت راقبول ندارد اشكالي ندارد چه دختر باشد چه پسر.
به حدی تظاهرات ما به دور از خشونت علیه کودتاگران است که به خود جرات میدهند به زندانیان ما بدتر از اسیر جنگی برخورد کنند و به آنها با خیالی آسوده تجاوز میکنند و خود را ارضا کنند که باعث حیرت همه جهانیان و خود ما شده چرا که در گوانتانامو و ابوغریب نیز چنین برخوردی با زندانیان نکردند . تجاوز میکنند . نداها و سهرابها را میکشند بدون اینکه به کسی جوابگو باشند .رئیس پلیس تهران هم آنقدر از تظاهرات آرام ما حال کرده که با صراحت دیروز گفت ” به رضایت آشوبگران ( معترضین ) احتیاجی نداریم “ شاید حق با او باشد او از معترضین هر چند که میلیونی باشند نمیترسد شاید در روزهای اول تظاهرات مردمی جرات نداشت چنین حرفی را بزند ولی الان از این بابت که آشوبگران آشوبگر نیستند و با سکوت و چند تا شعار اعتراضاتشان را به پایان میرسانند به خود جرات میدهد که این اراجیف را بگوید . دوستان بیایید واقع بین باشیم و قبول کنیم دیگر تظاهراتی که صبح میلیونی به خیابان می آییم و شهر را در آن ساعات حضور در تصرف خود قرار میدهیم و بعد از تظاهرات مثل بچه های خوب شهر را پس میدهیم و به خانه برمیگردیم به هیچ جا نمیرسیم لااقل از این به بعد به هیچ جا نمیرسیم . به غیر از اینکه با این تظاهراتهایی که هدفمند نیستند چند کشته و مجروح به جای بگزاریم و چند تا کودتاگر رو در زندانها را با امیال پست شان با دستگیر شدگان که اغلب از جوانان ما هستند در سلولهای انفرادی تنها بگذاریم هیچ نتیجه ای دیگر نخواهیم داشت . کودتاگران حضور میلیونی ما را ندیدند که دیدند / دنیا و رسانه های جهان حضور میلیونی و جدی معترضین را ندیدند که دیدند .
سازمانهای بین المللی . حقوق بشر . و … از ما حمایت نکردند که کردند ما تا اینجای کار درست پیش رفته ایم و به هدفهای خود رسیده ایم . در موقع انقلاب اسلامی همین روحانیون و کودتاگران امروز ما را تشویق به تظاهرات خشن میکردند و میگفتند اگر جانتان را در راه این حکومتی که قرار است امام زمان در آن حضور پیدا کند فدا کنید باز کم کرده اید ! حتی وقتی که به سفارت یک کشور حمله کردیم که خلاف قوانین بشریت و بین الملل هست ما را تشویق کردند . ما را تشویق کردند که مجسمه ها و هر آنچه که به رژیم پهلوی مربوط بود آتش بزنیم . بشکنیم .و حتی بکشیم و بسوزانیم
در خیابانها سنگر بسازیم . به اسلحه خانه ها حمله کنیم .و تهران را برای آنها با این همه کشته و مجروح به اشوب بکشیم
ايا اين گونه نبود?
دوستان سبز من نه قصد دارم دعوت به شورش کنم . و نه میخواهم کسی را دعوت به خشونت علیه این جنایتکاران کنم .
ما هم اکنون ملتی هستیم که اسیر حکومتی شده ایم که از کشتن ما و ریختن خون ما ابایی ندارد . مدل انقلابی هم که در سال 1357 در ایران شد به هیچ عنوان مدلی نیست که در این حکومت مذهبی از آن الگو گرفت و از آن استفاده کرد چرا که شرایط آن زمان بسیار متفاوت بود . ما با حکومتی طرف هستیم که به شدت از حکومت شاهنشاهی سرکوب کننده تر است . بخصوص که این حکومت و نظام دیکتاتوری حاکم دینی هم هست . آنها میتوانند بنام دفاع از دین و مذهب با ما برخورد کنند . شاید اگر موفق شویم که خواهیم شد این حکومت دیکتاتوری را از میان برداریم سخت ترین و مشکلترین انقلاب مردمی انجام شده را در جهان بنام خود ثبت خواهیم کرد . پس باید به سراغ الگوهایی برویم که در اعتراضات مردمی که پتانسیل آن را داشته باشیم و در چند کشور جواب داده و دولت و حکومت را فلج کرده و باعث شده که به خواسته مردم تن در نهند . بهترین الگویی که متناسب با حال و احوال جنبش سبز است
اوکراین٫ صربستان و رومانی
مردم این کشورها نشان دادند ماندن مداوم در خیابان باعث سقوط دولتشان شده . اوکراین وصربستان هر دو جنبشهای بدون خشونت بودند که مردم یکی دو هفته مداوم در خیابانها مانند تا دولتی که در انتخابات تقلب کرده بود سقوط کرد. رومانی از سخنرانی رهبر شروع شد و مردمی که برای تشویق رهبر آمده بودند در خیابانها ماندند و دولت سقوط کرد
رژيمهاي انان از ما وحشي تر بودند ولي سقوط كردند .
حال تصور کنید که با اطلاع رسانی و هماهنگی سازمان یافته و آموزش تعداد زیادی لیدر از طریق اینترنت و پخش شدن آنها در جمعیت مردم و دعوت به ماندن کرد . بله . این همان کابوس تلخ رژیم است …
دوستان سبز . این تجربه ای است که در چند کشور جواب داده . در تایلند مردم فرودگاه را چند شب در تصرف خود در آوردند و باعث استعفای دولت شدند . چرا ما با این پتانسیل که قطعا از کشورهای ذکر شده بالاتر است این حرکت را آغاز نکنیم ؟
چرا 13 آبان را برای این طرح در یکی از خیابانها و شا راه های تهران انجام ندهیم ؟

ابشخور : یک ای میل از یک دوست
آرمان دین بهی خوشبختی و رستگاری است
که همانا خشنودی انسان و آرامش و آسایش تن و روان می باشد.
دین بهی به ما می آموزد که تنها راه رسیدن به این آرمان پیمودن راه راستی است زیرا راستی و درستی آن حقیقتی است که بر بنیاد آنها زمین و آسمان و هر چه در آنهاست آفریده شده و آفریدگار آنها نیز خداوند یکتا و ابردانای هستی بخش است که اشو زرتشت، آموزگار ما آن را اهورامزدا نامیده است. این آفرینش بر بنیاد هنجاری پیدایش یافته که قانونی است دگرگون نشدنی و جاودانی. نام این هنجار «اشا asha ) می باشد.
بر پایه ی این هنجار هر کنشی در هر جای جهان انجام گیرد واکنش مناسب خود را خواهد داشت و از این رو هر کار درست و هماهنگی با اشا نتیجه ی خوب و درست و وارون آن هر جنبش و کاری که نادرست باشد نتیجه ی آن نیز نادرست و «بد» خواهد بود.
«مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است
مهر فراخ چراگاه ها را ميستاييم كه سرزمينهاي
ايراني را خانمان خشو و سرشار از سازش و آرامش بخشد
بشود كه او ما را به ياري دهد
بشود كه او ما را گشايش بخشد
بشود كه او ما را دستگيري كند
بشود كه او دلسوز ما باشد
بشود كه او ما را بهروزي بخشد
مهر یشت کرده یکم ۴- ۵
جشن مهرگان را میتراکانا هم می نامیدند . این جشن در بین ایرانیان و هندی های اریایی از ارزش ولایی برخوردار بوده پس از نوروز بزرگ ترین جشن ایرانی است و در ستایش ایزد میترا میباشد که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه ی شش روز ادامه دارد.(10 تا 16 مهر خورشیدی )
.
گویند در این روز قيام کاوه آهنگر و پيروزي بر ضحاک و به تخت پادشاهي نشستن فريدون است.
آذرباد گفته است: « در روز مهر، اگر تو را از كسي ستم رسيده است، در برابر مهر بايست و از او داوري بخواه.»
گفته اند مهرگان تنها روزی بود که شاهان و مردم میتوانستند مست شوند
فردوسي میگوید :
فريدون چون شد بر جهان کامکار ندانست جز خويشتن شهريار
به روز خجسته سر مهر ماه به سر بر نهاد آن کياني کلاه
کنون يادگار است از او ماه مهر بکوش و برنج، ايچ منهاي چهر
در این روز سفره های رنگین با خوردنی های گوناگون گسترده میشود خانه ها را اب و جارو میکنند
به انگیزه سخت گیری های حکومتی و البته نبود امکانات در ایبن روز ( شوربختانه )تنها همکیشان زرتشتی میتوانند در این جشن که به کوشش جوانان زرتشتی در کوشک ور جاوند ( که زمین انرا روانشاد دکتر فریدون ورجاوند برای استفاده تمامی همکیشان در اختیار سازمان فروهر قرار داده است.) برگزار میشود شرکت کنند.
. ولی ما میدانیم که جشنهای مردمی و ملی ما وابسته به همه ما ایرانیان است و مهرگان در دل همه ایرانیان جای دارد وهمه میتوانند انرا در هر کوی و بزرن با خواندن مهر یشت اوستا و بویزه در این روز ها با یاد اوری قیام کاوه اهنگر و چیرگی او بر ضحاک و با گسترش مهرـ بر پا کنند و امید داشته باشیم تا روزی انرا بتوانیم با نام جشن ملی داشته باشیم
مهرگان خجسته باد

سرود ..خلق متحد هرگز شکست نخواهند خورد را سرجیو اورتگا، آهنگساز شیلیایی در سال ۱۹۷۳ چند ماه پیش از کودتای پینوشه آن را با الهام از یک سرود خیابانی ساخت داستان ساخته شدن سرود را اینچنین میگوید : «یکی از روزهای ژوئن در سانتیاگو بود. سه ماه پیش از اینکه کاخ ریاست جمهوری بوسیله نیروهای پینوشه بمباران شود. ما در میدان جلوی کاخ گرد هم امده بودیم. یک نفر شعار معروف «خلق متحد شکست نمیخورد» را تکرار میکرد. این جملات در ذهن من حک شد. یکشنبه همان هفته پس از کارگردانی یک برنامه تلویزیونی با عنوان «شیلی به جنگهای داخلی نه خواهد گفت» با گروهی از دوستان به خانه آمدیم و پس از خوردن غذا من پشت پیانو نشستم. وازه و ملودی این ترانه بمانند آوار بر سرم ریخت و به من الهام شد.»
در نخستین روزهای قیام ۲۲ بهمن هم این اهنگ را با سرود بر پا خیز ازجا کن بنای کاخ دشمن (روی ان کلیک کنید ) میشنیدیم که البته برگردان اسپانیایی نیست و تنها موزیک ان است که متن ایرانی به روی ان گذاشته شده است.
برگردان ان از اسپانیایی:
el pueblo unido jamas sera vencido.( بزبان اصلی روی ان کلیک کنید )
خلق متحد هرگز شکست نخواهند خورد
خلق متحد هرگز شکست نخواهند خورد
برپاخیز و سرود بخوان٬ ما پیروز خواهیم شد
پرچمهای همبستگی در حال اهتزاز هستند
و تو در راهپیمایی به من میپیوندی
پس سرودت و پرچمهایی از شکوفه را خواهی دید
روشنایی سرخ سپیده دم
خبر آمدن زندگی را میدهند
برپاخیز و مبارزه کن
چون که مردم پیروز خواهند شد
زندگی در آینده بهتر خواهد بود
برای تسخیر خوشبختیمان
بانگ هزاران جنگجو برخواهدخاست
بخوان سرود آزادی را
با اراده وطن پیروز خواهدشد
و مردم به پاخاسته با صدای مهیب بانگ میزنند: به پیش به پیش
خلق متحد هرگز شکست نخواهد خورد...
----------------------------------------------------------------------
این ویدیو ها در یوتوب است . اگر با فیلتر شکن به یوتوب بروید کافی است برای شنیدن اهنگ و سرود زیبای ان به اسپانیایی نوشته اسپانیایی بالا را در ان بگذارید و برای شنیدن فارسی ان bar pa khiz az ja kan و یا فارسی بر پا خیز را بگذارید

(شگفتواره ای در یک گورستان در امستردام که نیم انسان و نیم حیوان است)
گروهی
گروهی شعرشان سپيد است فكرشان سياه
گروهی شعرشان نو است، فكرشان كهنه،
گروهی يك عمر زندگي ميكنند براي رسيدن به زندگي،
گروهی زمينها را از خدا مجاني ميگيرند و به بندگان خدا گران ميفروشند.
گروهی حمال كتابند،
گروهی بقال كتابند،
گروهی انبارداركتابند،
گروهی كلكسيونر كتابند
گروهی قيمتشان به لباسشان است، گروهی به كيفشان و گروهی به كارشان،
گروهی اصلا قيمتي ندارند،
گروهی به درد آلبوم ميخورند،
گروهی را بايد قاب گرفت،
گروهی را بايد بايگاني كرد،
گروهی را بايد به آب انداخت،
گروهی هزار لايه دارند
گروهی ارزششان به حساب بانكيشان است،
گروهی همرنگ مردم ميشوند ولي همفكر مردم نه،
گروهی را هميشه در بانكها ميبيني يا در بنگاهها.
گروهی در حسرت پول هميشه بیمارند ،
گروهی براي نگهداری از پول هميشه بيخوابند،
گروهی براي ديدن پول هميشه ميخوابند،
گروهی براي پول همه كاره ميشوند.
گروهی نان نامشان را ميخورند،
گروهی نان جوانيشان را ميخورند،
گروهی نان موي سفيدشان را ميخورند،
گروهی نان پدرانشان را ميخورند،
گروهی نان خشك و خالي ميخورند،
گروهی اصلا نان نميخورند،
گروهی با گلها صحبت ميكنند،
گروهی با ستارهها رابطه دارند.
گروهی صداي آب را ترجمه ميكنند.
گروهی صداي ملائك را ميشنوند.
گروهی صداي دل خود را هم نميشنوند.
گروهی حتي زحمت فكركردن را به خود نميدهند.
گروهی در تلاشند كه بيتفاوت باشند.
گروهی فكر ميكنند چون صدايشان از دیگران بلندتر است، حق با آنهاست.
گروهی فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.
گروهی براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود ميدانند.
گروهی فكر ميكنند پول مغز ميآورد و بي پولي بي مغزي.
گروهی براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر ميكشند.
گروهی گند کاری را با روشنفكري اشتباه ميگيرند.
گروهی از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نميكشند.
گروهی يك درجه تند زندگي ميكنند، گروهی يك درجه كند.
هيچكس بيدرجه نيست.
گروهی حتي در تابستان هم سرما ميخورند.
گروهی در تمام زندگيشان نقش بازي ميكنند.
گروهی از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، گروخی مانند طناب و گروهی مانند نخ.
گروهی دنيايشان به اندازه يك محله است، گروهی به اندازه يك شهر،
گروهی به اندازه كرة زمين و گروهی به اندازه كل هستي.
گروهی به پز ميگويند پرستيژ
گروهی خيلي جور هاي مختلف هستند .
شما چطور؟ آيا شما هم از اين گروهی ها هستيد ؟؟؟